تبليغاتX
ارجمند شهر
كوچه باغ باغ بن

باخبر شديم درست در چند متري عكس بالا ساختماني ويلايي در حال ساخت است آنهم درست در وسط زمينهاي كشاورزي .از آنجا كه قانون حفظ كاربري اراضي كشاورزي (موادي از قانون حفظ کاربري اراضي زراغي و باغها مصوب سال 1374
ماده 1: به منظور حفظ کاربري اراضي زراعي و باغها و تداوم و بهره وري آنها، از تاريخ تصويب اين قانون تغيير کاربري اراضي زراغي و باغها در خارج از محدوده قانوني شهرها و شهرکها جز در موارد ضروري ممنوع مي باشد.همچنين سازمان جهادکشاورزی موظف است قبل از صدور موافقت‌نامه در مواردی که متقاضی فاقد سند مالکیت رسمی باشد، پس از استعلام و اخذ نظریه سازمان مسکن و شهرسازی استانها در مورد اراضی واقع در حریم شهرها و در مورد اراضی خارج از حریم شهرها از اداره کل منابع طبیعی نسبت به اخذ تعهدنامه رسمی از ایشان مبنی بر پذیرش مسئولیت هرگـونه دعـوی احتمـالی و به عـهده گرفتـن خسـارات و غرامـت وارده راجع به مالکیت ملک محل اجرای طرح اقدام نماید. 
) به صراحت اعلام ميكند كه نبايد اجازه ساخت وساز در زمينهاي كشاورزي داده شود عده اي با بي شرمي تمام اين قانون را زير پا ميگذارند و فقط براي اينكه شبي را خوش بگذرانند به تمام سنتها و گذشته ديگران پشت پا ميزنند.

اين در حالي است كه چند ماهي نگذشت  كه استاندار تهران اعلام كرد با متخلفان ساخت وساز در اراضي كشاورزي برخورد خواهد شد با اين وجود چرا شهرداري و شوراي شهر اجازه ساخت و ساز  در زمينهاي كشاورزي را به اين فرد داده اند ؟اگر مجوز داده نشد چرا جلوي احداث ساختمان گرفته نميشود؟ بي توجهي شورا شهر به موارد اينچنيني به بي اعتباري آنان نزد مردم منجر خواهد شد .

پاسخ شورا شهر حتما شنيدني است .منتظر پاسخ ميمانيم

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 3:15 بعد از ظهر  توسط ارجمندی  | 

با سلام و یاد خدا

جناب آقای ارجمندی عزیز

حقیقت این است که همه ما در نگاه به توسعه ارجمند بدون توجه به موانع تاریخی می خواهیم کاری کنیم کارستان نه جانم چنین امری نیاز به تلاشی مضاعف و شبانه روزی دارد که هیچکدام از ما تا به الان يا نخواستيم يا نتوانستيم انجام ندادیم.ما در ابتدا ميخواهيم به زندگي شخصي خودمان برسيم و سپس اگر وقتي باقي بود به مسائل و مشكلات ارجمند فكر كنيم چنين امري قطعا رساندن ما را به افق توسعه غير ممكن ميكند . دوم اينكه هميشه سعي كردم تيغ انتقاد را به سمت خود بگيرم تا ديگران و فكر ميكنم در نوشته هايم اين امر مشهود است و نياز به توضيح بيشتر نيست . سوم بايد قبول كرد فرهنگ حذف پاي ثابت زندگي ما شده است و كمتر كسي است كه پيدا مي شود بجاي اينكه سعي كند خود را اثبات كند  در فكر حذف رقيب  نباشد به فرض هم چنين امري رخ دهد با كدام ضمانت ديگراني پيدا نمي شوند كه در فكر حذف همان افراد نباشند .اين مسئله به ما هشدار ميدهد به جاي پاك كردن صورت مسئله بايد ريشه فرهنگي آن را شناخت و آن را درمان كرد .حذف كردن ديگران با هر عنوان (فاسد -از ما بهتر- كم سواد و ...) نه تنها باعث حل مشكلات نميشود بلكه باعث مقاومت بيشتر و  انسجام بيشتر و در نهايت باعث عدم رسيدن به نقطه مطلوب خواهد شد .براي همين من گفتگو را پيشنهاد كردم و البته در قالبهاي تعريف شده كه با جار وجنجال ها كه معمولا در گفتگوهاي ما بوجود مي آيد تفاوت دارد.

چهارم بايد باور داشت توسعه امري زمان بر و طولاني مدت است و رسيدن به آن دشوار پس كساني در اين راه گام بر ميدارند كه موانع و مشكلات آنها را خسته نمي كند و وقت و انرژي خود را بيش از ديگران در اين راه صرف ميكنند بنابراين كساني دست به نوشتن خواهند برد كه افقهاي دورتر را مي بينند و به روزمرگي دچار نشدند.منتظر ديدگاه هاي متفاوت در اين مورد هستم.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 12:28 بعد از ظهر  توسط ارجمندی  | 

به نام و ياد خدای مهربانی و دوستی ها
دوست عزيز جناب آقای ارجمندی
سلام جانم
از اينکه با کليات ديدگاه بنده موافق هستيد جای سپاسش باقی است. چون هنوز نظری در راستای مدل توسعه ارجمند ‏ارايه نکردم که شما با آن اختلاف نظر داشته باشيد. احتياط و دست به عصا رفتن شما که در حذف برخی مطالب بروز ‏کرده قابل دفاع نيست. چون شخص و گروه و فاميلی خاصی مدنظر نبوده که به جای آنها نقطه چين مرقوم فرموديد. من ‏نگفتم که مصاديق مفسده را اعلام فرما، بلکه وقتی که معيارها و ملاک های مفاسد را در مقياس شهر کوچکی مثل ‏ارجمند بيان شود همه، مصاديق آن را خواهند يافت. البته که لازم است مصاديق پاک دستی و سلامت روح و روان نيز ‏برشمرده شود. الیته خواهيد فرمود که شناخت و يافتن چنين افرادی در جامعه و خصوصاً شهرمان ارجمند بسيار سهل و ‏آسان است اما بايستی عرض شود که آنچه که بيان مسئله را ضروری می سازد آشکار شدن چهره نفاق و معيارهای ‏مصاديق فساد است نه صرف بيان مصاديق عملی.‏
ترديد شما به جاست چرا که وارد شدن در اين وادی شما را متهم به غرض ورزی و حسادت نسبت به پيشرفت و تکيه ‏زدن بر صندلی مديريت و پست و مقام می کنند. آيا می توان شرايط ارجمند را مطابق با فرضاً 10 سال پيش فرض کرد ‏و به عقب برگشت و تصرفاتی که در اين مدت صورت گرفته را به جامعه برگرداند و از آن تاريخ مدل را اجرا کرد.‏

قسمت دوم

نشست مشترک برای يافتن مدل توسعه ارجمند با مشارکت همه گروه ها و افراد حتی با نگرش های ‏متضاد و مختلف پيشنياز هر تصميمی است که می توان در آن نشست به تبيين مبانی و تعريف برنامه ‏زمان بندی شده دست يافت و در چهار گروه آنها را دسته بندی کرد: 1- افراد تحصيل کرده و صاحبان ‏فکر و انديشه 2- افراد متمول و صاحبان ثروت 3- افراد با نفوذ و صاحبان قدرت و صندلی و 4- بقيه ‏افراد به عنوان ياوران و همراهان برنامه.‏
پس منتظر هستيم. هم منتظر اعلام نظر دوستان و همشهريان و هم بيان نظر شما در خصوص مطالب ‏بيان شده.‏
موفق باشيد

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط ارجمندی  | 

بخش اول
پس از اولين نوشتار سوای اينکه چه کسی آن را به رشته تحرير درآورده، انتظار داشتم تقاضا و استمداد مشارکت در بحث و در واقع پايه ريزی اتاق تعقل و انديشه را در محيط مجازی می کرديد اما پاسخ شما به نوعی موضع تدافعی داشته که خويش را مبری از خطا و ديگران را مسبب برخی عقب ماندگی (وفعلاً در اين مقال شهر ارجمند) پنداشته ايد. هر چند من سعی نداشته و ندارم که شما را در مظان اتهام اسباب خطا قرار دهم چرا که خيلی به شما به عنوان يک فرد تحصيل کرده ارادت ويژه دارم.
اصولاً بازی در محيط مجازی، شکلی رمانتيک و فارغ از نتيجه، بسته به تصويری که ترسيم می شود می تواند زشت و يا زيبا باشد. بازخورد شما نسبت "دستنوشته يک دوست" به زيبايي پيشنهادات ارائه شده، نبود. بنا داشتم که آن نوشته پی کنی برای ايجاد فونداسيونی با خرد جمعی باشد. انتظار نمی رود که همه يکرنگ شويم اما در دنيای رنگين خويش دورنگ نباشيم. انتظار ندارم که همه يکدل شويم اما در دنيای دلدادگی خويش دودل نباشيم.
+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 11:42 قبل از ظهر  توسط ارجمندی  | 

با سلام

در ابتدا بخاطر حذف بعضی از مطالب شما عذر خواهی میکنم.

گر چه با کلیات نظرات شما موافق هستم اما در روش ها با شما اختلاف نظر دارم مثلا اینکه هرگز بدنبال این نبودم که بقول شما مفسده ای را اعلام کنم چرا که وظیفه من نیست دوم اعتقاد دارم ما بیش از دیگران در این امر مقصریم .البته من نیز مثل شما مشکلات را اساسی و ریشه در فرهنگ بومی میدانم اما بر این باور نیستم که این مردم هستند که مقصرند و باید تاوان پس دهند.

 تا به امروز هیچ فکر کردید که کدامیک از ما در سر کلاسی نشسته ایم و درباره همه آنچیزهایی که شما گفتید صادقانه صحبت کردیم ؟ چقدر ما به عنوان کسانی که میتوانستیم در حوزه فرهنگی که توانایی داشتیم تا گوشه ای از این نابسامانی ها را به قلم آوریم  وارد شدیم وسعی کردیم برای برون رفت از این مشکلات راه حل ارائه کنیم ؟ بعنوان یک شهروند در کجای تصمیم گیری و تصمیم سازی برای شهرمان وارد شدیم  موفق نشدیم ؟ پس چه انتظاری است که میخواهیم مردم یک شبه همه مشکلات و کاستی را بشناسند و به دنبال آن راه حل نیز ارائه دهند.

قطعا چنین امری نه امروز و نه هیچ وقت دیگر صورت نخواهد گرفت مگر اینکه باب گفتگو و تبادل آرائ بین شهروندان باز شود. اینکه تکرار کنیم فلانی از فلان طایفه است یا فلان کس مرفه است و آن یکی از آن جناح است به جایی نخواهیم رسید . گفتگو بین با تجربه و بی تجربه گفتگو بین فقیر و غنی و گفتگو بین باسواد وبی سواد تنها راه چاره است وگرنه هر کاری آب در هاون کوبیدن است .

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 12:11 بعد از ظهر  توسط ارجمندی  |