نرود ميخ آهنين در سنگ
باز قصۀ تکراری تندروی آقای شریعتمداری در اثبات ادعاهای انقلابی خویش ساخته و به دور از مبانی اسلامی بر مقابل دیدگاه صدها نفر از مردمی قرار گرفت که متاسفانه با لطایف الحیل، ایشان را تنها مرد مقاومت مطبوعاتی در عرصۀ دفاع از آرمان های انقلاب می دانند.
شریعتمداری ضمن حملۀ مفصل خود به آیت الله هاشمی رفسنجانی و تحریف کننده خواندن وی نسبت به آرای امام راحل،و بی ارزش بودن نقل قول های وی نسبت به امام، به حذف شعار مرگ بر آمریکا پرداخته است و چنان در مورد آن، استناد به فرمایشات حضرت امام (ره) نموده است که گویی هرکس مخالف شعار مرگ بر آمریکا باشد، یک آخوند آمریکایی و ضد اسلام و انقلاب است!
اما موضوع اول و مسالۀ نقل قول از امام (ره)
از این جملۀ امام که فرمودند:"اکنون که من حاضرم، بعضی نسبتهای بیواقعیت به من داده میشود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود لهذا عرض میکنم آنچه به من نسبت داده شده یا میشود مورد تصدیق نیست مگر آن که صدای من، یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم" چماقی ساخته شده و تمامی نقل قول های هاشمی را بی ارزش می خوانند.
آقای شریعتمداری!
اولا بفرمایید نقل قول هاشمی در مجلس خبرگان از امام برای شایستگی مقام معظم رهبری برای رهبری، چه فیلم و امضا و صدای ظبط شده ای داشت که بارها جنابعالی در مقاله های خود در تجلیل از رهبری به آن استناد کرده اید؟!
بفرمایید این چند هزار نقل قول از ائمۀ معصومین علیهم السلام چقدر فیلم و امضا و ضبط صدا دارند؟!
در علم رجال و تراجم وقتی به اعتبار احادیث منقول می پردازند مهم ترین بخش، راویان حدیث هستند، یعنی کس یا کسانی که روایت نقل می کنند چه کسانی هستند و چه میزان سخنانشان اعتبار دارد؟
بسیار واضح است که امام راحل برای جلوگیری از سوء استفادۀ افراد بسیاری که در محضر امام بوده اند وفردا سخنانشان می تواند آلوده به کذب و تهمت شود، این سخن را فرمودند و به یقیین افراد موثق و معتبر اگر نقل قولی داشته باشند بی اعتبار نیست چرا که کلام حضرت امام بالاتر از قول معصوم علیه السلام نیست، این را مبانی اسلامی می گوید که البته شما سواد حوزوی ندارید و مانند اشاعره و ظاهریه و اخباری ها به ظاهر تمسک کرده اید و کارخانۀ مرتد سازی به راه انداخته اید!
حالا از کلام امام و رهبری بشنویم هاشمی چقدر اعتبار و وثوق دارد:
امام پس از مقایسه کردن هاشمی با مدرس می فرمایند: "بدخواهان بدانند، هاشمی زنده است چون نهضت زنده است!" و مقام معظم رهبری می فرمایند:
«دشمن تبليغ مىكند كه با رفتن امام، دوران امام تمام شد! دشمن غلط مىكند. ما هم گفتيم، اعلاميه داديم، حرف زديم، همهى مردم هم اثبات كردند كه نخير، دوران امام، با رفتن جسمانى و ظاهرى ايشان تمام نشد و نخواهد شد... مبادا يك عده دوست نادان در داخل كشور، به عنوان دلسوزى، به عقل ناقص خودشان چيزى را در گوشهيى نشان كنند كه خيال نمايند اين با خط امام و انقلاب نمىسازد و شيون سر بدهند كه دوران امام تمام شد. اگر چنين سخنى - ولو با اشاره - از زبان كسى صادر بشود، دشمن شاد خواهد شد؛ مواظب باشيد.امروز بحمدالله در رأس دستگاههاى اجرايى كشور، كسى است كه امام در تمام طول دوران انقلاب و قبل از آن و بيشتر از همه بعد از انقلاب تا لحظهى وفاتشان، نهايت اعتماد و اطمينان را به او داشتند؛ رئيسجمهور ما. ايشان كسى است كه اينقدر مورد اعتماد امام بود، اينقدر به امام نزديك بود، حرفهاى امام را بيشتر از آنها شنيده، درد دلهاى امام را بيشتر از ديگران شنيده و خبر دارد. حالا عدهيى همينطور حرف مىزنند و اصلاً نمىدانند كه حرف دل امام چه بود!...چنين آدمى حالا در رأس امور ماست. ... حالا يك عده دايههاى مهربانتر از مادر، مرتب در اينجا و آنجا مىنشينند و ذهن مردم را خراب مىكنند؟!»(۱۵خرداد ۱۳۶۹)
خوب پس امام نهایت اطمینان را به هاشمی داشته و بیشتر از همه درد دل امام را شنیده است، لا اقل تا زمان این حکم امام نهایت اطمینان را به هاشمی داشته اند، خوب الان چه حالا که شک در بقای این وثاقت داریم چه؟ باز مبانی علوم حوزوی می گوید یقیین با شک نقض نمی شود(لا تنقض الیقیین باالشک).
آقای شریعتمداری!
در مورد مرگ بر آمریکا به سخنان امام راحلمان استناد کردید، آیا جملۀ امام راحل را خوانده اید که « ما از اول، جنگ با هیچ کس نداشتیم، لکن با صدام صلح نمیتوانیم بکنیم.»؟ «صلح با صدام خیانت به رسول الله است چه»؟اگر امام عزیزمان زودتر فوت می کردند و مقام معظم رهبری به همین نتیجه ای که امام، برای پذیرش قطعنامه رسیدند می رسیدند، آن وقت همچنین مقاله ای برای رهبری می نوشتید که صلح شما طبق فرمایش امام ... بود؟!
این جمله را چه که امام بعد از کشتار حجاج در حرم امن الهی فرمودند: «ما اگر از صدام بگذریم از آل سعود نمی گذریم»! آن همه جملات در نکوهش حکومت ضد اسلامی عربستان؟ بعد از دوسال برقراری مجدد رابطه برای چه بود؟!
برای این بود که امثال شریعتمداری بلد نیستند که احکام تابع مصالح و مفاسد است نه عناوین! وقتی از امام راجع به شعار مرگ بر شوروی، در نماز جمعه با توجه به روابط با شوروی در آن مقطع سؤال کردند، ایشان فرمودند: از امام جمعۀ تهران(مقام معظم رهبری) سؤال بپرسید هرچه ایشان گفت عمل کنید (کتاب آب آیینه آفتاب)
آقای شریعتمداری!
سخن بسیار است و مجال اندک و بدانید،محتوای مرگ بر استکبار همیشه هست اما نفع اسلام، پیامبر صلی الله علیه و آله را هم پای میز مذاکره با کفار حربی می کشاند! اسلام از فحش دادن به بت ها هم نهی می کند تا آنها خداوند را ناسزا نگویند اما برای نابودی آنها به تقویت مسلمانان می پردازد تا زمان سرنگونی بت ها از پای ننشینند،
آقای شریعتمداری هزار بار بجای مرگ بر آمریکا بگو درود بر ایران اسلامی مقتدری که آمریکا و اسراییل جای خود، چین و کره نتوانند به آن زور بگویند! نه بگویی بهترین دولت پس از انقلاب دولت احمدی نژاد بوده، که حالا بلایی بر سرمان بیاورد که هند برای ما دم در بیاورد و بگوید روپیه نمی دهم جنس آشغال می دهم!
اما موضوع اول و مسالۀ نقل قول از امام (ره)
از این جملۀ امام که فرمودند:"اکنون که من حاضرم، بعضی نسبتهای بیواقعیت به من داده میشود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود لهذا عرض میکنم آنچه به من نسبت داده شده یا میشود مورد تصدیق نیست مگر آن که صدای من، یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم" چماقی ساخته شده و تمامی نقل قول های هاشمی را بی ارزش می خوانند.
آقای شریعتمداری!
اولا بفرمایید نقل قول هاشمی در مجلس خبرگان از امام برای شایستگی مقام معظم رهبری برای رهبری، چه فیلم و امضا و صدای ظبط شده ای داشت که بارها جنابعالی در مقاله های خود در تجلیل از رهبری به آن استناد کرده اید؟!
بفرمایید این چند هزار نقل قول از ائمۀ معصومین علیهم السلام چقدر فیلم و امضا و ضبط صدا دارند؟!
در علم رجال و تراجم وقتی به اعتبار احادیث منقول می پردازند مهم ترین بخش، راویان حدیث هستند، یعنی کس یا کسانی که روایت نقل می کنند چه کسانی هستند و چه میزان سخنانشان اعتبار دارد؟
بسیار واضح است که امام راحل برای جلوگیری از سوء استفادۀ افراد بسیاری که در محضر امام بوده اند وفردا سخنانشان می تواند آلوده به کذب و تهمت شود، این سخن را فرمودند و به یقیین افراد موثق و معتبر اگر نقل قولی داشته باشند بی اعتبار نیست چرا که کلام حضرت امام بالاتر از قول معصوم علیه السلام نیست، این را مبانی اسلامی می گوید که البته شما سواد حوزوی ندارید و مانند اشاعره و ظاهریه و اخباری ها به ظاهر تمسک کرده اید و کارخانۀ مرتد سازی به راه انداخته اید!
حالا از کلام امام و رهبری بشنویم هاشمی چقدر اعتبار و وثوق دارد:
امام پس از مقایسه کردن هاشمی با مدرس می فرمایند: "بدخواهان بدانند، هاشمی زنده است چون نهضت زنده است!" و مقام معظم رهبری می فرمایند:
«دشمن تبليغ مىكند كه با رفتن امام، دوران امام تمام شد! دشمن غلط مىكند. ما هم گفتيم، اعلاميه داديم، حرف زديم، همهى مردم هم اثبات كردند كه نخير، دوران امام، با رفتن جسمانى و ظاهرى ايشان تمام نشد و نخواهد شد... مبادا يك عده دوست نادان در داخل كشور، به عنوان دلسوزى، به عقل ناقص خودشان چيزى را در گوشهيى نشان كنند كه خيال نمايند اين با خط امام و انقلاب نمىسازد و شيون سر بدهند كه دوران امام تمام شد. اگر چنين سخنى - ولو با اشاره - از زبان كسى صادر بشود، دشمن شاد خواهد شد؛ مواظب باشيد.امروز بحمدالله در رأس دستگاههاى اجرايى كشور، كسى است كه امام در تمام طول دوران انقلاب و قبل از آن و بيشتر از همه بعد از انقلاب تا لحظهى وفاتشان، نهايت اعتماد و اطمينان را به او داشتند؛ رئيسجمهور ما. ايشان كسى است كه اينقدر مورد اعتماد امام بود، اينقدر به امام نزديك بود، حرفهاى امام را بيشتر از آنها شنيده، درد دلهاى امام را بيشتر از ديگران شنيده و خبر دارد. حالا عدهيى همينطور حرف مىزنند و اصلاً نمىدانند كه حرف دل امام چه بود!...چنين آدمى حالا در رأس امور ماست. ... حالا يك عده دايههاى مهربانتر از مادر، مرتب در اينجا و آنجا مىنشينند و ذهن مردم را خراب مىكنند؟!»(۱۵خرداد ۱۳۶۹)
خوب پس امام نهایت اطمینان را به هاشمی داشته و بیشتر از همه درد دل امام را شنیده است، لا اقل تا زمان این حکم امام نهایت اطمینان را به هاشمی داشته اند، خوب الان چه حالا که شک در بقای این وثاقت داریم چه؟ باز مبانی علوم حوزوی می گوید یقیین با شک نقض نمی شود(لا تنقض الیقیین باالشک).
آقای شریعتمداری!
در مورد مرگ بر آمریکا به سخنان امام راحلمان استناد کردید، آیا جملۀ امام راحل را خوانده اید که « ما از اول، جنگ با هیچ کس نداشتیم، لکن با صدام صلح نمیتوانیم بکنیم.»؟ «صلح با صدام خیانت به رسول الله است چه»؟اگر امام عزیزمان زودتر فوت می کردند و مقام معظم رهبری به همین نتیجه ای که امام، برای پذیرش قطعنامه رسیدند می رسیدند، آن وقت همچنین مقاله ای برای رهبری می نوشتید که صلح شما طبق فرمایش امام ... بود؟!
این جمله را چه که امام بعد از کشتار حجاج در حرم امن الهی فرمودند: «ما اگر از صدام بگذریم از آل سعود نمی گذریم»! آن همه جملات در نکوهش حکومت ضد اسلامی عربستان؟ بعد از دوسال برقراری مجدد رابطه برای چه بود؟!
برای این بود که امثال شریعتمداری بلد نیستند که احکام تابع مصالح و مفاسد است نه عناوین! وقتی از امام راجع به شعار مرگ بر شوروی، در نماز جمعه با توجه به روابط با شوروی در آن مقطع سؤال کردند، ایشان فرمودند: از امام جمعۀ تهران(مقام معظم رهبری) سؤال بپرسید هرچه ایشان گفت عمل کنید (کتاب آب آیینه آفتاب)
آقای شریعتمداری!
سخن بسیار است و مجال اندک و بدانید،محتوای مرگ بر استکبار همیشه هست اما نفع اسلام، پیامبر صلی الله علیه و آله را هم پای میز مذاکره با کفار حربی می کشاند! اسلام از فحش دادن به بت ها هم نهی می کند تا آنها خداوند را ناسزا نگویند اما برای نابودی آنها به تقویت مسلمانان می پردازد تا زمان سرنگونی بت ها از پای ننشینند،
آقای شریعتمداری هزار بار بجای مرگ بر آمریکا بگو درود بر ایران اسلامی مقتدری که آمریکا و اسراییل جای خود، چین و کره نتوانند به آن زور بگویند! نه بگویی بهترین دولت پس از انقلاب دولت احمدی نژاد بوده، که حالا بلایی بر سرمان بیاورد که هند برای ما دم در بیاورد و بگوید روپیه نمی دهم جنس آشغال می دهم!
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۲ ساعت ۱۰:۱۳ ق.ظ توسط ارجمندی
|
اي زده طعنه لب لعلت بقند