چرا دولت احمدی نژاد اینقدر بی سروصدا رفت؟

 

کمتر از سه هفته دیگر دولت کنونی با صندلی قدرت خداحافظی خواهد کرد و گروه جدیدی بر سریر قدرت دولت تکیه خواهند زد. هنگامی که از حدود دو‌سال پیش رییس دولت، برای معرفی جانشین خود تمام‌قد وارد میدان شد، کمتر کسی از میان ناظران سیاسی گمان می‌کرد که برای تکمیل این پروژه حاضر شود برخلاف عادت هشت‌ساله مرخصی ساعتی بگیرد! و به طرز شگفت‌آوری همراه با نامزد جانشینی خود به وزارت کشور برود و برای معرفی او دستش را بلند کند و به زبان بی‌زبانی بگوید که: «هرکسی مرا رییس خود می‌داند، پس این فرد نیز رییس اوست.» این ناظران هنوز از بهت این اقدام بیرون نیامده بودند که معلوم شد آقای جانشین در فهرست تایید‌صلاحیت‌شده‌ها نیست!

ولی همچنان بعضی در حیرت بودند که مگر می‌شود؟ بنابراین تا یکی‌دوروز مانده به روز انتخابات هم منتظر امر ظهور ماندند، ولی خب! سیاست هم افتاد نیفتاد دارد که این‌بار نوبت نیفتادن بود. فارغ از این نکات پرسش این بود: دولتی که معجزه ‌هزاره سوم که هیچ، بلکه معجزه همه‌هزاره‌ها بود، چرا آمد و چرا رفت؟ چه عواملی سبب آمدنش شد و چرا با وجود همه سروصداهایی که در این هشت سال به راه انداخت این قدر بی‌سروصدا رفت، به‌گونه‌ای که آب در دل کسی تکان نخورد؟ پاسخی که به این پرسش داده می‌شود در سطح ساختاری و کلان با سطح خرد و رفتارهای کنشگران سیاسی متفاوت است، هرچند می‌توانند مکمل یکدیگر باشند.

در سطح رفتارهای کنشگران، به بی‌دقتی‌های مجریان انتخابات سال 84 و تنوع و تعدد نامزدهای انتخاباتی اصلاح‌طلبان، انسجام نسبی در بخش تشکیلاتی اردوگاه محافظه‌کاران و بالاخره توانایی‌های شخصی و شعارهای داده‌‌شده از سوی فرد پیروز می‌توان اشاره کرد. همین‌طور در تحلیل چرایی رفتن این دولت نیز می‌توان مقابله‌جویی رییس دولت با همه جریان‌های سیاسی از‌جمله گروه‌های محافظه‌کار، بروز مشکلات اقتصادی متعدد، روشن‌شدن عوارض ناخوشایند سیاست‌های دولت در عرصه‌های خارجی، داخلی، اقتصادی و فاصله‌گیری جناح دولت از کلیت جریان حاکم که به جریان انحرافی ملقب شد را از علل و عوامل موثر بر رفتن بی‌سروصدای دولت کنونی معرفی کرد؛ به‌ویژه آن که، بروز تخلفات متعدد به شکل‌گیری بعضی از پرونده‌های قضایی منجر شد که می‌توانست در هر لحظه عوارض ناخوشایندی را برای عده‌ای داشته باشد؛ بنابراین احتیاط شرط عقل بود تا در این دام پهن‌شده، بیش از این گرفتار نشد.

اگرچه عوامل رفتاری کنشگران در بروز هر پدیده‌ای مهم است، ولی به نظر می‌رسد مهم‌ترین عاملی که حتی شکل‌دهنده رفتار کنشگران است، عامل اصلی در ساختار سیاست، یعنی درآمدهای آن، است و به گمان بنده، درآمدهای نفتی نقش اصلی را در شکل‌گیری این پدیده داشته‌اند. افزایش شدید درآمدهای نفتی در سال‌های پیش از 84، علت محدثه (ایجادکننده) این وضع و دولت بودند و علت مبقیه (نگهدارنده) آن نیز تا سال 90 و 91 همین درآمدهای نفتی بود، ولی پس از آن دو تحول مهم رخ داد که اثرگذاری نفت را برای بقای این دولت از میان برد؛ عامل اول انطباق اقتصاد جامعه با درآمدهای بالای نفتی بود؛ به عبارت دیگر پس از هشت سال اتکا به درآمدهای سالانه مرتبط با نفت و گاز ‌صد‌میلیارد دلاری، جامعه کم‌کم با این وضع انطباق یافت یا به تعبیر دیگر وابسته شد و دیگر پول چندان بسیاری برای ادامه حیات به شکل پیشین در اختیار این دولت باقی نماند. این روند تطابق و عادت‌کردن به این درآمدها طبیعی و از ابتدا هم قابل پیش‌بینی بود، ولی اتفاق دیگر هم که آن هم تا حدی قابل پیش‌بینی بود، تحریم نفت و عدم دسترسی آسان دولت به درآمدهای آن بود که یک‌باره عامل اتکای دولت را تضعیف و تمامی عوارض سوءحاصل از مدیریت نفتی را به ناگهان آشکار کرد.

درآمدهای عظیم نفتی در جامعه‌ای چون ایران که قدرت‌ هضم عاقلانه این حد از درآمد نفت را ندارند، اثرات تخریبی فراوانی دارد. یک‌بار دیگر هم گفته‌ام که نفت و درآمدهای آن ترکیبی است از ال.‌اس.‌دی، شراب و تریاک که مصرف آن جامعه را دچار توهم، کم‌دردی و سرخوشی ناشی از نوعی از مدهوشی می‌کند. این درآمدها یک تاثیر دیگر هم دارد که بسیار مهم است؛ این امکان را برای سیاستمداران فراهم می‌کند تا پل‌های میان خود و مردم را ویران کرده و بدون واسطه نخبگان، کارشناسان و فعالان مدنی با مردم رابطه برقرار و در دریای مواج توده‌های مردم موج‌سواری کنند و مثل جوانان موج‌سوار از این لحظات نشاط‌آور لذت ببرند. ولی مشکل اینجاست که وقتی کفگیر درآمدهای نفتی به ته‌دیگ خورد، دیگر شاهد امواج خروشان مردم نیستیم.

سفرهای استانی پنج سال پیش رییس دولت را با امسال مقایسه کنید که استقبال‌کنندگان از صد‌هزار نفر به صدنفر کاهش یافت و این صد‌نفر هم چاره‌ای جز حضور ندارند، زیرا جزو ساعت کار یا اضافه‌کاری‌شان است. نحوه رفتار با مردم، شعارهایی که داده می‌شد، نحوه بیان سخنان و حتی بلندپروازی‌ها برای مدیریت جهان و کن‌فیکون‌کردن امر سیاست و نابخردی‌های رقبا، محصول این تحول ساختار در درآمدهای نفتی بود. امیدواریم که دیگر دچار این بلیه زیرزمینی نشویم که خطرات آن در تاریخ ایران از صدها زلزله بیشتر بوده است.
منبع: روزنامه بهار

نظر آقای "ارجمند " در مورد توسعه ارجمند

 

با سلام خدمت مديريت سايت و تشكر از زحمات
خواهش مي كنم اينقدر در خصوص ارتقاء و پيشرفت شهرستان فيروزكوه و شهر ارجمند سخت نگيريد و اشكال تراشي و شعار دهي نكنيد!!!
تمام جوانان اين شهرستان و اين شهر به دليل نبود كار و اشتغال يا به شهر هاي اطاف مهاجرت نموده اند و يا متاسفانه گرفتار بيكاري و روي آوردن به مصرف .... گشته اند!!!!
و والدين سالخورده خود را در اين منطقه زيبا و خوش آب و هوا تنها گذاشته اند.
اين جا كه بايد مهد توليدات كشاورزي و باغي (به صورت مكانيزه) باشد ، يا به نيزار و بيدستان تبديل گشته و يا فقط علوفه كاشته مي شود كه شايد لقمه اي گير چهارپايان در فصل زمستان آيد!!!!آن هم با چنين پتانسيل اين منطقه!!؟
پيشرفت صنعتي را نبايد متوقف نمود حتي مي بايست تك تك ما ؛ هامي و جلودار آن باشيم.
ولي هر پيشرفت نيازمند قوانين و استانداردهايي است.
كشور آلمان كه سومين كشور صنعتي دنيا محسوب مي شود از لحاظ حفظ محيط زيست جايگاه دوم در جهان را دارد!!!!
چرا ما نبايد اين گونه باشيم؟؟!!!
بياييم به جاي شعار دادن و انتقاد و جلوگيري از پيشرفت از اين گونه نمونه ها درس بگيريم و شهر ارجمند ، شهرستان فيروزكوه و در نهايت كشور ايران را به سمت پيشرفت و آباداني و اشتغال با ديدگاه حفظ محيط زيست و توسعه پايدار پيش ببريم
با تشكر فراوان

منطقه ارجمند چشم اندازی دلپذیر و بکر در شمال شرق تهران در راه صنعتی شدن

  

بخش ارجمند که رفته رفته این روزها مبدل به شهر شده و در حال توسعه است، در 122 کیلومتری شمال شرق شهر تهران در دامنه‌های زیبای البرز از توابع شهرستان فیروزکوه در منطقه‌ای کوهستانی و سردسیر و صد البته زیبا با چشم اندازی بسیار دل انگیز  واقع شده است.

این شهر در منطقه ای بسیار خوش آب و هوا که البته در فصل زمستان، سرمایش گاهی به پایین‌تر از 20 درجه زیر صفر و تابستانش با دمای مطلوب و متوسط 25 درجه در روزها و شبها گاهی با 10 درجه بالای صفر مواجه می گردد، دارای طبیعت بسیار بکرو در نوع خود کم نظیرمی باشد.اینکه بگوییم مردمانش دارای چه حسن آداب و اهل چه گونه ی زیبای رفتاری هستند شاید سخنی تکراری باشد همچنان که از مردمان ایران زمین با فرهنگ و سنن کهن و اصیل همیشه به همین منوال صحبت بوده و هست.تا در میانشان قرار نگیرید باور نخواهید کرد که به چه میزان خون گرم و با ادب بوده و نزاکت در رفتارشان در مقابل میهمانان و مخصوصاً تازه واردان همانند رقابتی سالم از یکدیگر با ادای احترامی گوناگون پیشی می گیرد.

نقل است قدمت فرهنگ و دانش این مردمان به چیزی حدود دو هزار سال پیش بر می گردد که البته برخی مورخّان بر پایه آثار کشف شده باستانی و رسوم ساکنان و عشایر این منطقه  قدمتش را تا چهار هزار سال تخمین می زنند.

ارجمند محل تولد جد پدری شاعر معاصر ایران امیری ارجمندی (فیروزکوهی) و همچنین محل تولد خلیل ارجمندی سردار سپاه نادر شاه افشار  در جنگ ایران با هند است.

مردمان ارجمند و روستاهای اطراف بیشتر از راه دامداری ،زراعت و کشاورزی و در دهه های اخیر با خلاقیتهای منحصر بفرد از راه پرورش ماهی با شیوه های کاملاً سالم وزیست محیطی از جمله احداث استخر با آب چشمه زلال و تغذیه ماهیان با مواد غذایی طبیعی و غیر شیمیایی امرار معاش میکنند.

 این منطقه علاوه بر منابع آب بسیار غنی و کم نظیرش که حاصل ذوب برف های دامنه های مشرف به قله دماوند است، دارای رودها، نهرها و چشمه‏سارهای‏ طبیعی، گونه‏‌های گیاهی نادر با خواص درمانی، دشت‌ها و مزارع حاصلخیز است. فرای این ثروت عظیم و خدادادی این منطقه دارای گونه های جانوری بسیار کم یاب ایرانی از جمله (گربه سانان، خرس و گراز) می‌باشد که با توجه به این گونه های شدیداً در حال انقراض و وجود شکارچیان غیر قانونی عمیقاً نیازمند مراقبت ویژه از سوی اداره کل حفاظت محیط زیست استان تهران می باشد.

فراموش نکنیم با توجه به تعهد کشورمان بر صیانت از اکوسیستم ها ( بر مبنای عضویت در کنوانسیون تنوع زیستی(CBD) حفاظت از محیط زیست با هدف مراقبت از منزلگاه‌های طبیعی و حفظ جمعیت ماندگار انواع موجودات زنده در محیط اطراف بعنوان یکی از تعهدات الزام آور کشورهای تصویب کننده موظف است حداکثر امکانات خود را در راه حفاظت از این مناطق پر اهمیت بکار گیرد.

به واسطه ییلاقی بودن منطقه ارجمند و روستاهای اطرافش، همچنین توسعه زیر بنایی از جمله گاز،برق وسیستم های مخابراتی، اینروزها پذیرای میهمانان بیشتری نسبت به ادوار گذشته بوده و به همین منوال خطر هجوم شهرنشینان خسته از هوای آلوده و کثیفِ شهرهای بزرگ از جمله شهروندان و سرمایه داران استانهای همجوار مانند تهران، مازندران و حتی البرز  به این محیط بکر در درجه اول برای استراحت، تنوع و کسب آسایش و به تدریج  خرید زمین و باغات و توسعه شهر نشینی و آسیب به محیط زیست در گام بعدی پدیده ای نو ظهور و نامبارک است که همت متولیان امر برای ممانعت از صدمه دیدن این منطقه بکر از توسعه غیر اصولی توسط عوامل مزاحم انسانی را می طلبد.

اخیراً نیز اقداماتی البته با توجیهات معاونت عمرانی شهرداری ارجمند برای اجرای طرح‌های منتهی به توسعه شهردر قالب ساخت و راه اندازی سد نمرود به بهانه پیشرفت همه جانبه و نگاه ویژه به صنعتی کردن شهر با هدف جذب سرمایه و سرمایه گذار، نیروی کارآمد و ماهرو کسب درآمد ثابت درحال انجام است که پیش بینی می گردد با آبگیری سد یاد شده بخش عظیمی از دشتها و مراتع حاصلخیز به زیر آب فرو رود و به تبع آن آسیب‌های جدی منطقه را تهدید نماید.

البته چندی پیش معاون امور عمراني استاندار تهران هم با بيان اينکه ظرفيت‌هاي سد نمرود براي بخش ارجمند زياد است گفت: ساخت اين سد مي‌تواند بخش ارجمند را به يک منطقه صنعتي مهم در کشور تبديل کند! وی افزود: با راه‌اندازي سد نمرود امکان جذب نيروهاي جديد و متخصص و کارآمد و گردشگران به شهرستان فيروزکوه فراهم مي‌شود.در جایی دیگر نیز اشاره می کند: وجود سد نامبرده موجب ارائه خدمات ارزنده ديگري ازجمله تامين آب آشاميدني، کشاورزي و مصرفي به کشاورزان و ساکنان منطقه می گردد! سوال این است که آیا راه دیگری برای جذب و توسعه گردشگری در این شهر یافت نشده که ساخت سد و آسیب زدن به اکوسیستم این بخش از دامنه های دماوند «پیشرفت» محسوب می گردد؟

 همین کشور ترکیه که طی دهه گذشته با جذب گردشگر از سایر کشورهای جهان سالانه درآمدی نزدیک به درآمد فروش نفت کشورمان کسب کرده آیا با محیط زیستش اینگونه رفتار نموده؟ بطور مثال استان نام آشنای آنتالیا در میان رشته‌کوه توروس  که در جنوب غربی ترکیه قرارگرفته آیا طبیعتی زیباتر و بکر تر از رشته کوههای البرز ما دارد؟ پاسخ خیر است. زیبایی‌های البرز و دامنه های دماوند اگر زیباتر نباشد کمتر از آنجا نیست. مشکل عدم مدیریت و دست درازی به اکوسیستم هاست. به طوری که اگر هوس ورزش رفتینگ کرده باشید و چه بسا دراین استان ترکیه به سر برید برای رسیدن به شیب مورد نظر و سرچشمه رودخانه باید حدود 50 کیلومتر در دل و دامنه رشته کوه‌های توروس حرکت کنید و در عین حیرت مشاهده خواهید کرد خبری از سد، رستوران، پنچرگیری، تعویض روغن و ساخت و ساز و غیره نیست و این به این معنی هست که احترام به اکوسیستم در حد قابل توجهی رعایت شده و طبیعتاً منجربه جذب جهانگرد می گردد که نه فقط با خود ارز به همراه می آورد بلکه موجب رشد اقتصادی نیز می گردد.

حال اینکه با چه استدلالی معاونت محترم امورعمرانی استاندارتهران نتیجه ساخت سد نمرود را گسترش و احیای اراضی کشاورزی دیمی و باغها وتوسعه صنعتی و گردشگری و در نهایت آبادانی منطقه دانسته بماند اما قصد داریم با نشان دادن بخشی از زیبایی‌های این منطقه بوسه ای بر دستان خالق بی همتا زنیم و اقرار نماییم عکس بهیچ وجهی نمی تواند زیبایی آنچه که او آفریده و به ما اعطا کرده به تصویر بکشد.در این ماه عزیز از قادر متعال می خواهیم  قبل از آنکه خیلی دیر شود، شعورو درک مارا نسبت به صیانت از طبیعت بکر پیرامونمان، به دور از هر گونه خودخواهی و طمع افزایش داده و ما نیز در جایگاه بندگی با حفظ محیط زیست و احترام به آن شکرگزار نعمات و الطاف بیکرانش باشیم.

 

ارجمند جاودانه ام