امام جمعه شهرستان قصرقند گفت: وهابيت و عقايد سختگيرانه آن مورد تائيد اهل سنت نيست .


" مولوي" خليل ارجمندي" در خطبه هاي نماز جمعه قصرقند با اشاره به ريشه وهابيت وعقايد سختگيرانه آن گفت: اين تفكر مذهبي زيارت  قبور را به هر نيتي كه باشد شرك ميداند. اما  اهل سنت چنين عقايدي را قبول ندارد و از نظر ما هر كسي كه به سمت قبله نماز بخواند مسلمان است چه شيعه باشد چه سني.

وي در  بخش ديگري از خطبه ها با اشاره به بحران سوريه اظهار داشت: سرنوشت كشور سوريه بايد به دست خود مردم آن کشور حل شود و كساني كه سلاح به گروه هاي مخالف و نظام بشار اسد مي دهند هيچوقت نمي خواهند صلح و آرامش در سوريه حكمفرما باشد وي خاطرنشان كرد : كشو رهاي آمريكا و انگليس يا اسرائيل هيچوقت مدافع مردم سوريه نبوده و  نيستند تنها هدف آنان روي كار آمدن  كسانيست كه مورد تائيد آنان باشند تا به هدف خود برسند. 

مولوي ارجمندي با محكوم كردن جنايات تروريستي و كشتار شيعيان پاكستان وعراق، اظهارداشت : اينان گروه هاي تند رو يي هستند كه مورد تائيد اهل سنت و شيعه نمی باشند و به قول امام خميني (قدس سره)  آنها نه سني هستند نه شيعه.  تنها هدفشان از بين رفتن وحدت مسلمین است وبس .

ايشان  گفت : مهمترين نياز اصلي جهان اسلام، وحدت است كه دشمنان اسلام هميشه  از آن هراس دارند.مسلمین بايد وحدت خويش را در همه حال حفظ كرده  تا آب به آسياب دشمن نريزند.

موسسه توسعه به زودی بانک توسعه فردا می شود

به گزارش پایگاه خبری اعتبار، اولین نشست غلامرضا خلیل ارجمندی سرپرست موسسه اعتباری توسعه با مدیران امور و روسای شعب با حضور اعضا هیات مدیره و مدیران شرکت های تابعه برگزار شد.

در این مراسم وی با اشاره به این که به زودی در شبکه بانکی به عنوان بانک توسعه فردا معرفی خواهیم شد افزود: با برگزاری مجمع به عنوان عضو هیات مدیره معرفی و پس از آن با نظر رییس هیات مدیره به عنوان سرپرست معرفی شدم و پس از آن روند پیگیری اخذ مجوز بانک توسعه فردا از بانک مرکزی و معرفی اعضا هیات مدیره به این بانک پیگیری شد و هم اکنون به مراحل مطلوبی در این موارد دست یافته ایم.

وی با نگاه به مدل فعلی بانک داری در ایران و ضرورت جایگزینی کارمزد محوری به جای منابع محوری که اشکالات اساسی نیز دارد گفت:  توجه جدی به منابع محوری از ضروریات بانک داری امروز است.

به گفته وی شبکه بانکی در آذر ماه یک میلیون و 177 هزار میلیارد ریال پول جمع آوری کرده است که سهم مؤسسه در این منابع با توجه به نقدینگی جامعه چشم گیر نیست.

خلیل ارجمندی به جمع آوری منابع خرد و خطر منابع بین بانکی و مشکلات این گروه از منابع برای چندین بانک در روزهای اخیر اشاره کرد و رویکرد شعب را جمع آوری منابع ماندگار عنوان کرد.

وی با ارایه  آمار عملکرد موسسه اعتباری توسعه در بین سایر بانک های خصوصی خاطر نشان کرد: شعب فاصله بسیاری با برنامه های ارایه شده دارند و اصلاح برنامه ها و عملکرد ها شعب با عنایت به وضعیت نقدینگی کشور بسیار حائز اهمیت است.

سرپرست موسسه  اعتباری توسعه به تجربه سایر بانک ها در نظام بانکی کشور نیز اشاره کرد و پتانسیل های موجود در موسسه را دست مایه عملکرد شایسته تری در نظام بانکی عنوان کرد.

خلیل ارجمندی در ادامه، بازاریابی تمامی نیروها در شعب با رعایت کامل دستور العمل ها و بخش نامه ها را مهم دانست و با بیان ضرورت حرکت یکپارچه و هم آهنگ شعب و ستاد در مسیر دست یابی به اهداف و افزایش سهم بازار افزود: با اعتقاد به مدیریت عرضی و با عنایت بر ساختار کوچک و پویای موسسه آینده برای این سازمان بسیار روشن و مطلوب خواهد بود.

به گفته وی افزایش تعداد شعب، تعداد مشتریان و محصولات جدید بانکی از برنامه های آینده خواهد بود.

 در ادامه ی این جلسه مدیران امور و روسای شعب به بیان نقطه نظرات و پرسش های خود پرداختند.

حقوق فرهنگيان از منظري ديگر

اقبال دوستان و همكاران و بذل عنايت آنان موجب گرديد پيش از طرح بحث جديد مراتب قدرداني خود را اظهار لطف ايشان عرض نموده و ضمنا نسبت به دو نكته توجه عزيزان را جلب نمايم:

اول اين كه: به عنوان يك فرهنگي با 15سال سابقه با درك همه دغدغه هايي كه مي تواند ذهن ما را در گير خود كند. توجه به حقوق مادي فرهنگيان را بسيار مهم مي دانم و ان شاءالله در جاي خود گفتني ها بسيار است. كه در روايت آمده «من لا معاش له لا معاد له» لكن براين باورم كه اين موضوع بهتر است در جمعهاي درون سازماني بررسي گردد. نه در كوچه و بازار. به قول لسان الغيب شيرازي:
رازي كه بر غير نگفتيم و نگوييم با دوست بگوييم كه او محرم راز است
در نتيجه منظور اصلي آن چند خط، توجه دادن بيشتر مسئولين به حقوق معنوي همكاران در كنار توجه به حقوق مادي آنان بود.
دوم اين كه: نوشته من اساسا رويكردي سياسي و جناحي نداشت - اگرچه كه شخصا از گذشته داراي گرايشات مشخص سياسي بوده و هستم. - و طرح مساله عدم راي اعتماد مجلسيان به آقاي نجفي صرفا يك شاهد مثال براي بيان بحث بود و ذكر اظهار علاقه همكاران به انتخاب ايشان صرفا بر اساس بررسي هاي ميداني در حد همكاران مدارس و بازنشستگاني بود كه آنها را مي شناختم و قبول دارم كه جايي آمارگيري دقيقي در اين موضوع صورت نگرفته است.
مشكل - ازنظر من - اين نبود كه چرا آقاي نجفي راي نياوردند. مشكل اينجاست كه هيچكدام از نمايندگان مجلس دغدغه رضايتمندي يا عدم رضايتمندي فرهنگيان را - حداقل در خلال صحبتهايي كه از صدا و سيما شنيديم و ديديم - مطرح نكردند و اگر قرار بود آقاي نجفي با همين سبك و سياق - بر فرض محال - بالاترين راي را كسب كند ذره اي از اشكال من بر طرف نمي شد.(با پوزش از طولاني شدن مقدمه)
اما بعد: يكي از دوستان برايم تعريف مي كرد كه به ياد دارد مدير كل آموزش و پرورش استاني تصميم مي گيرد ابلاغ رئيس اداره اي را لغو كند. رئيس اداره به وي مي گويد تا پنجشنبه صبر كن تا نماينده شهرمان بيايد و با اجازه او اين كار را بكن چرا كه من منصوب از جانب او هستم نه تو!!
دوست ديگري از همان سالها تعريف مي كند كه به همراه مدير كل و يك مهمان وزارتخانه اي در رستوراني در حال ناهار خوردن بوديم كه موبايل مدير كل زنگ زد. ايشان در پاسخ به تلفن پس از چند لحظه رنگ و رويش عوض شده و تند تند چشم، چشم گويان گوشي را قطع كرد. بعد از چند لحظه سكوت به حرف آمده و گفت: «هفته گذشته نماينده يكي از شهرستانها از من خواست تا مسئول دفتر او - در زمان انتخابات - را رئيس اداره كنم. من از او خواستم لطفا سه نفر را معرفي كن من يكي از سه نفر را انتخاب مي كنم. آن نماينده چيزي نگفت. حالا پشت خط معاون وزير بود كه با ناراحتي از من خواسته بي مورد با نمايندگان درگير نشوم و هر چه آن نماينده مي گويد بي چون و چرا انجام دهم»!!!
چند روز بعد ابلاغ فرد مذكوربه عنوان رئيس اداره به همان شهرستان رسيد!!!!
شايد اين گونه موضوعات را كم و بيش شما نيز در دوره هاي مختلف تجربه كرده باشيد. حقيقت اين است كه آموزش و پرورش ما سالهاست به اين بيماري دچار شده و تنها به اين سالها بر نمي گردد.رئيس اداره اي ناگهان منصوب مي شود و كمتر از يك سال(با پايان دوره نمايند سابق) بركنار مي شود و وقتي مي پرسند: چرا لغو ابلاغش كردي؟ مي گويد: به همان دليلي كه به وي ابلاغ دادم!!!
در مدارس، بسياري از همكاران- صحيح يا غلط - بر اين باورند كسي كه نمي تواند تدريس كند به ناچار به اداره مي رود! و به همين دليل مجبور است به دنبال مسئولين بدود تا «بر اساس روابط» به سمت و جايگاهي برسد.خيلي ها - صحيح يا غلط - بر اين باورند كه در سالهاي خدمتشان بر اساس لياقت هايشان پيشرفت نكردند. و در صورت داشتن مسئوليت مي توانند خدمات بيشتري به همكاران و كشورشان داشته باشند.
انتخاب شدن روساي ادارات مناطق توسط همكاران فرهنگي همان منطقه سبب مي شود:
اول اين كه: پاي مسئولين غير فرهنگي از آموزش و پرورش خارج شده و عرصه مدارس و ادارات محل كش و قوس هاي سياسي و باندي نباشد.
دوم اين كه: آن دسته از افرادي كه هنري جز - به قول خودشان - پل زدن بين خود و مسئولين ذيربط و بي ربط ندارند در ادارات آموزش و پرورش ميدان داري نكنند
سوم اين كه: همكاران رئيس خود را - با همه نقاط قوت و ضعف - از خودشان بدانند و موفقيت او را موفقيت خودشان بدانند و در اين راه صادقانه تلاش كنند.
چهارم اين كه: مديران ادارات لازمه ادامه مسئوليتشان را در رضايتمندي همكاران ببينند و براي رسيدن به آن تلاش مستمر داشته باشند.
پنجم اين كه: اگر همكاران احساس كنند انتخاب غلطي داشتند در انتخاب بعدي آن را اصلاح كنند.
در بيان آثار مثبت انتخاباتي شدن روساي ادارات گفتني ها بسيار است كه به اين مجمل اكتفا مي كنم.
مـن از مفصّـل ایـن باب مجمـلی گفتـم تو خود ز مجمل من رومفصّلی برخوان

ماجرای 16 میلیارد تومان، پیگیری های دیوان محاسبات و قولی که بقایی داد


بخش داخلی الف، 6 شهریور 92
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۶ شهريور ۱۳۹۲ ساعت ۰۸:۴۵
چند روز پیش به دستور سرپرست دیوان محاسبات، دیوان مکلف به پیگیری ماجرای 160 میلیارد ریال می شود. به همین دلیل سه نفر از کارشناسان مالی نهاد ریاست جمهوری که از این ماجرا اطلاع داشتند احضار می شوند و با همکاری آن ها، مشخص می شود که این مبلغ با دستور احمدی نژاد و بقایی روز 12 مرداد از حساب ریاست جمهوری خارج شده است.

حمیدرضا بقایی زمانی که از پیگیری های دیوان مطلع می شود با این کارشناسان تماس می گیرد و اعلام می کند که ما 16 میلیارد تومان را به حساب دولت بر می گردانیم ولی تا این لحظه هنوز مبلغی برگردانده نشده است.

به گزارش الف، رسانه ها در چند روز گذشته خبر از برداشت مبلغ يكصد و شصت ميليارد ريال در آخرين روز دولت گذشته از حساب نهاد رياست جمهوري داده اند. از قرار معلوم این مبلغ به حسابی به نام دانشگاه غیرانتفاعی جامع بین‌المللی ایرانیان(يعني همان حسابي كه شماره آن براي اطلاع عمومي منتشر شد) واریز شده است.

تصاویر زیبای ارجمند

پاسخی به سخنان اخیر آقای علم الهدی

در نماز جمعۀ اخیر مشهد مقدس آقای علم الهدی امام جمعۀ محترم مشهد،اظهاراتی داشتند که جای تأمل دارد وبرای حفظ اسلام از تفسیر نادرست، باید به آنها پاسخ گفت.

امام جمعه مشهد با اشاره به اینکه اینطور نبود که پیامبر(ص) هرکسی را ببخشد، با انتقاد از نمایندگان مجلس، تصریح کرد: در جریان رای اعتماد به وزرا برخی نمایندگان حرف‌هایی را زدند که باعث تاثر شد، آیا مردم به شما با این فکر و اندیشه رای دادند که چنین صحبت‌هایی را از تریبون مجلس بکنید و بگویید پیامبر ابوسفیان را بخشید و ماهم فتنه گران را ببخشیم.

وی ادامه داد: یعنی شما نمایندگان مجلس فهمیدید که پیامبر(ص) ابوسفیان را بخشید اما مقام معظم رهبری این موضوع را نفهمیدند؟

آیا منظور شما این است که پیامبر ابوسفیان را بخشید و رهبری هم سران فتنه را ببخشند؟ به یاد داشته باشید که پیامبر در همان زمان هم فرمودند دو نفر را حتی اگر به پردۀ کعبه هم آویزان بودند باید کشت، آن دو نفر کسانی بودند که فتنه‌گر بودند که یکی از آنها معاویه بود.

ایشان با بیان اینکه چگونه می‌توان فتنه‌گران را بخشید، در حالی که آنها به دنبال براندازی نظام بودند، گفت: فتنه گران تا خط بر اندازی نظام پیش رفتند، شعار جمهوری ایرانی سر دادند، نه غزه نه لبنان گفتند و نه یک بار و دو بار که ۱۷ بار بیانیه دادند و از کسانی از عکس امام را پاره کردند و ستون خیمه نظام را مورد هتاکی قرار دادند، حمایت کردند.

شما می‌خواهید کشور را با آرامش مدیریت کنید اما اگر در راس مدیریتهای کشور خصوصا در بخش دانشگاهی یک فتنه‌گر را قرار دادید آیا کشور با آرامش مدیریت می‌شود؟
برگرفته از alamolhoda.net

مطلب اول اینکه شما پیشاپیش به جای رهبر معظم انقلاب در حال قضاوت هستید و با مقایسۀ ای که انجام می دهید حکم صادر می کنید که بخشش این ها خلاف سیرۀ رسول الله است!

اگر نمی بخشیم نبخشیم، اما به پای پیامبر(ص) ننویسیم!
دوم این که تعریف شما از فتنه گر چیست که برخی وزیران معرفی شده را به صراحت فتنه گر می خوانید؟! با تعریف شما هرکس با هر اشتباه سیاسی که جو کشور را ملتهب کند ونکند، فتنه گراست، بعید می دانم با این وصف کمترکسی از شخصیت های ما غیر فتنه گر باقی بمانند! چندبار بخاطر فتنه گری آقای احمدی نژاد در جریان مناظره های ۸۸ صداوسیما و قبل وبعد آن موضع گرفتید؟(در همان زمان نه بعد از قهریازده روزه!)

مطلب بعدی این که، چرا برای سلیقۀ تند خود رحمانیت پیامبر را مخدوش می کنید؟

چرا تاریخ را تحریف می کنید؟!
یعنی در زمان فتح مکه در کل مشرکین مکه فقط دو نفر فتنه گر بودند،اما در جمع شخصیت های انقلابی ما یک لشکر فتنه گرداریم؟!

اما بعد از فحص و بررسی مکرر و گرفتن یک نتیجه، بعنوان نمونه از علامۀ طباطبایی رحمۀ الله شرح ماجرا را بشنویم:
ایشان (پیامبر صلوات الله علیه) دستور داد که به هیچ وجه متعرض کسی نشوند و با کسی نجنگند، مگرآنکه ابتدا به جنگ کرده باشد، و دستور داد چهار نفر را هر جا دیدند به قتل برسانند: ۱ - عبد الله بن سعد بن ابی سرح ۲ - حویرث بن نفیل ۳ - ابن خطل ۴ - مقبس بن ضبابه، و نیز دستورشان دادکه دو نفر مطرب و آوازه خوان را هر جا دیدند بکشند، و اینها کسانی بودند که با آوازه خوانیهایشان رسول خدا(ص)را هجومی گفتند.و فرمود حتی اگر دیدنددست به پرده کعبه دارند در همان حال به قتلشان برسانند.طبق این فرمان علی(ع) حویرث بن نفیل و یکی از دو آوازه خوانها را کشت، و آن دیگری متواری شد، و نیز مقبس بن ضبابه را در بازار به قتل رسانید، و ابن خطل را در حالی که دست به پرده کعبه داشت پیداکردند، و دو نفر به وی حمله کردند، یکی سعید بن حریث، و دیگری عمار بن یاسر، سعید ازعمار سبقت گرفت و او را به قتل رسانید.
(ترجمه المیزان علامه طباطبایی سورۀ فتح آیات یک تا سه)

اولا معاویه کجای قصه بود؟! دوما با کمی مطالعه در می یابیم که چهار نفر مورد نظر پیامبر رحمت، مرتد بودند و دو نفردیگر آوازه خوانانی که در مواقع مختلف علنی و به صورت مکرر،سبّ نبی ومسلمانان کرده بودند(فحش داده بودند) که از نظر اسلام فحاشی به پیامبر وارتداد بخشودنی نیست .

"الفتنه اشد من القتل" اما در اینجا اصلا بحث فتنه چیزی است که شما ابداع نمودید!

آقای علم الهدی!
چرا همۀ معترضین،مخالفین وحتی دشمنان ما را در اردوگاه پاره کنندگان عکس امام و آتش زنندگان خیمۀ امام حسین علیه السلام تعریف می کنید؟ اگر کسی نمی تواند از خود دفاع کند، مجوز نمی شود که ما هر عنوانی بخاطر خطاهای او به وی بدهیم.

شما رای مردم را چگونه تفسیر می کنید؟ مردم با تعریف شما که رای ندادند.شما به زور که نمی توانید افکار خود را افکار مردم معرفی کنید ولو صحیح باشد. وگرنه اگر مردم همین نظر شما را داشتند که همۀ منتقدین و معترضین یکپارچه فتنه گرند که الان کس دیگری رییس جمهور بود. نه کسی که نمایندۀ....
آقای علم الهدی!

ما در اندیشیدن نه آزاد که مکلفیم، اما در عقیده خود مسؤولیم وباید جوابگو باشیم.

برگرفته از بخش تعاملی الف - سهراب زند

آموزش و پرورش  و معضلات آن

آموزش و پرورش با معضلات گوناگونی دست به گریبان است که شایسته است جناب رئیس جمهور و مجلس در انتخاب وزیر به راهکارهایش در باب این معضلات توجه ویژه داشته باشند.

۱- پایین بودن جایگاه فرهنگیان از نظر منزلتی و حقوقی
۲- تبدیل مدرسه از محل آموزش علم به محل اعطای مدرک
۳- تلاش برای هوشمندسازی مدارس در حین نبود محتوای الکترونیک
۴- در باب افت علمی و تحصیلی دانش آموزان به جای تحقیق پیرامون علت فشار را بر معلمان افزایش می دهند تا نمره بدهند و قوانین را تغییر می دهند تا این افت در آمار مشخص نشود.

۱- این که بارها و بارها از شبکه های مختلف تلویزیونی اعلام می شود حقوق فرهنگیان پرداخت شد یا بیمه طلایی فرهنگیان اجرا شد یا عیدی و یا معوقات فرهنگیان پرداخت شد توهین وزرا آموزش و پرورش و صدا و سیما به فرهنگیان است چون فقط حق فرهنگیان را می دهند و به گونه ای به جامعه القا می کنند که به فرهنگیان بیشتر پول و امکانات می دهیم .

وقتی مردودی را به طور رسمی و غیر رسمی حذف می کنند این دهن کجی به معلمان است و این طور برداشت می شود که حالا که معلمان نمره نمی دهند قانون را طوری تغییر می دهیم که نمره ی معلم بی تاثیر باشد.

وقتی در مواجهه با دانش آموز ضعیف و تنبل معلم شماتت شود که تو به وظیفه خود عمل نکردی چه جایگاهی برای معلم باقی می ماند.

وقتی درآمد فرهنگیان در داخل اداره بسیار بیشتر از معلمان است چه انتظاریست که معلم شوق رفتن به کلاس درس را داشته باشد.

۲-وقتی در افدامات فرهنگی به جای پرداختن به امور زیربنایی فقط به کارهای نمایشی پرداخته می شود و بودجه های کلانی هزینه می شود و علم آموزی به گوشه ای می رود چه انتظاری از بهبود سطح علمی دانش آموزان داریم
وقتی مردودی حذف می شود و در نهایت مسولان مدرسه اقدام به نمره دادن به دانش آمزان می کنند تا آمار قبولیشان بالا برود نظام آموزش و پرورش از مسیر خود منحرف شده است.

وقتی به جای پرداختن به روح دروس به تغییر نام ها بسنده می کنیم
وقتی دانشجویان ضعیف به دانشگاه تحویل می دهیم
وقتی مدارک معتبر پولی رایج شود
چه انتظاری برای پیشرفت داریم

۳- وقتی در اعطای بودجه به دلیل گستردگی آموزش و پرورش در حق فرهنگیان ظلم می شود و به دنبال درست کردن ظاهر امور هستیم و در ملزومات یک کلاس درس مانده ایم صحبت از هوشمندسازی حرف گزافی است و در عین حال فقط تخته هوشمند می شود نه مطالب و نه معلم و نه دانش آموز.

۴- وقتی متوجه شدیم که رسانه و رایانه و محیط خانه و جامعه و مدرسه و هزاران عامل دیگر بر دانش آموز تاثیر دارند معلم را شماتت نمی کنیم و به اصل موضوع یعنی خود دانش آموز و رابطه اش با عوامل محیطی می پردازیم.

این کلیتی بر مشکلات بود و نوشتن کل مشکلات حکایت مثنوی صد من کاغذ است.

 

مردم ارجمند  از این دله‌دزدی‌ها به تنگ آمده‌اند

 

هر از گاهی می‌شنویم نیروهای زحمتکش پلیس، عده‌ای از اشرار را با خالکوبی‌های محیرالعقول در غل و زنجیر کرده و جلوی دوربین‌های رسانه‌ها به نمایش می‌گذارند. اما همان‌طور که بی‌شک شما نیز در اطراف خود با آن مواجه شده‌اید، دله‌دزدی‌ها امان مردم را بریده است. از زورگیری‌های جور واجور بگیرید تا سرقت‌های سریالی . من کارشناس امنیت شهری نیستم اما آن را می‌فهمم که یک‌جای کار ایراد دارد.

آخر دزدی که مرغ و گوشت و ترشی میدزد نشان میدهد عزیزانی که قول دو نیم میلیون شغل در سال را داده بودند  نه تنها چنین اتفاقی نیفتاد بلکه لشگر دزدها از فرط بیکاری وگرسنگی به جان یخچالهای مردم افتادند

شاید پلیس نیروی کافی برای گشت‌های شبانه در خیابان‌ها ندارد. شاید دارد اما بودجه کافی ندارد. شاید هر دو را دارد اما به تجهیزات امنیتی روز مجهز نیست. شاید ایراد از قانون است و محکومیت‌های کوتاه‌مدت این سارقان، آنان را در بندهای عمومی به افرادی حرفه‌ای‌تر بدل کرده و سپس در جامعه رها می‌کند. هر چه هست ما به‌عنوان یک شهروند دستمان از زمین و آسمان کوتاه است. نه می‌توانیم کاری بکنیم نه دستمان  به جناب احمدی‌مقدم می‌رسد تا درد دلمان  را بگوییم. اینکه در کنار هزینه خوراک و پوشاک و درمان، خدا می‌داند رقمی درشت از درآمد ما صرف جایگزین کردن و خرید ابزار و کالاهایی می‌شود که هر هفته و ماه از خانه هایمان سرقت می‌کنند. چرا کسی کاری نمی‌کند؟

برادران شروع کردند!

نويسنده : محمد حسين روانبخش                      

 

برادران عزيزي بوده و هستند که خودشان و جبهه شان با دولت سابق هماهنگي خيلي خوبي داشتند اما در اين سالهاي اخير فهميدند که بايد ژست مخالفت با دولت را بگيرند تا شايد بتوانند مردم را باز هم به خود مشغول کنند ؛ اما نشد که بشود! يعني متاسفانه رويم به ديوار، روزگار غدار نه تنها نگذاشت اين هماهنگي به مصادره کامل دولت منجر شود، بلکه کانديدايشان نتوانست راي
چشم گيري کسب کند و از آخر جزو نفرات برگزيده شد!

چند روز اول برادران اين جبهه کمي حيران بودند . بعد که با کمي آب قند حالشان بهتر شد سخنگويشان بدون آنکه به عقب نگاه کند ،کمي رو به جلو فرار کرد و گفت : ما اگر مي‌دانستيم که روحاني اين مواضع را دارد به او راي مي‌داديم! ولي وقتي آب قند بيشتر اثر کرد و موعد بررسي صلاحيت کابينه پيشنهادي رسيد اين برادران
داغ دلشان تازه شد و بعضي از افرادشان حرفهايي زدند که از همان داغ نشات مي‌گرفت و...البته نهايتا آن هم به جايي نرسيد!

با همه اينها کسي فکر نمي‌کرد اين برادران آنقدر حالشان ناميزان باشد که در مصرف آب قند زياده روي کنند ؛ اما اين اتفاق افتاده و ديروز خبر رسيد که آنها در يکي از نشريات وابسته به خود با تشبيه دولت دکتر روحاني به قورباغه‌اي که به درون آب معمولي انداخته مي‌شود و درحالي که آب به تدريج گرم مي‌شود قورباغه نيز خود را با حرارت آب وفق مي‌دهد، نتيجه گرفت که اين دولت مثل دولت اصلاحات درصدد ضديت با دين و ولايت فقيه است ولي شيوه جديدي را برگزيده تا بتواند اهداف خود را محقق سازد!(بي ربطي مقدمه و نتيجه به ما مربوط نيست ، بلکه مربوط به منطق برادران است). نويسنده مقاله در پايان با تأکيد بر اين ادعا که اين دولت همان حرکت‌ها را با استراتژي قورباغه‌اي و حرکت ميلي متري ادامه خواهد داد نتيجه مي‌گيرد: بنابراين،‌ متدينان و انقلابيون بايد به هوش باشند که نقاب مذهبي و تعريف‌ها و تمجيدهائي که اين روزها از رهبري مي‌شود و سعي مي‌شود در سخنان‌شان از رهبري مايه بگذارند و اين‌گونه وانمود کنند که ما مذهبي هستيم و شرکت در شب‌هاي قدر و حتي در نماز جمعه براي فريب افکار عمومي است.

به اين ترتيب برادران شروع کردند ؛ يعني نه تنها شروع به تخريب و بي احترامي به دولت کردند بلکه فرمان حمله را هم صادر کردند تا برو بچ «حلقه» دوباره پرتو فشاني کنند و همين روزها است که آب قند ، زور برادران را زياد کند و ...بقيه اش را خودتان حدس بزنيد!